برنامه کلي(تقويم مطالعاتي) :
در اين برنامه ريزي ابتدا بايد استراتژي کلي خودمان را براي درس خواندن مشخص کنيم يعني اين که
1- چه درسهايي را بايد بخوانيم
2- براي هريک چقدر زمان در نظر بگيريم
3- چه حجمي از دروس در هر بار خوانده شود
مطلب مهمي که در برنامه کلي وفردي بايد در نظر بگيريم اين است که اهداف خود را به دو دسته تقسيم بندي نمائيم:
الف ) اهداف کوچک ( کوتاه مدت )
ب ) اهداف بزرگ ( بلند مدت )
همواره با در نظر گرفتن هدف بزرگ ( براي دانش آموزان همان موفقيت تحصيلي ) ، اهداف کوچک خود را انتخاب و دسته بندي نمائيم به طور ي که دست يابي به هريک از اين اهداف کوچک قسمتي از راه ما براي رسيدن به هدف بزرگ را کوتا ه مي نمايد اين دقيقاً مانند شخصي است که مي خواهد به قله اي مانند دماوند برسد . وي براي رسيدن به قله در ميان راه ايستگاههايي ( پناهگاههايي ) در نظر مي گيرد و در هر قسمت از مسير فقط به هدف رسيدن به پناهگاهها حرکت مي کند ( نه قله ) اما در نهايت رسيدن به هريک از اين پناهگاه ها قسمتي از راه شخص براي رسيدن به قله را کوتاه مي کند .
پس براي موفقيت ، انتخاب هماهنگ هدف ها ي کوچک بسيار حائز اهميت است چرا که باعث پرهيز از آشفتگي مي شود . براي دانش آموزان اين هدف هاي کوچک همان انتخاب دروس ، کلاس ، مدرسه ، کتاب کمک درسي ، دبير خصوصي و ... مي باشد .
پس از انتخاب اهداف کوچک ، ايجاد تعادل بين اين اهداف بسيار مهم و حياتي است . مي دانيم در دوران تحصيل (مخصوصاً کنکور ) حجم کار بسيار زياد است و تنوع آن بسيار کم ،در نتيجه کار ناموزون ( افراط وتفريط ) باعث اخلال در اجراي برنامه مي شود .
هميشه بايد در نظر گرفت که موفقيت در تحصيل مانند موفقيت در يک مسابقه دوي ماراتن است وشرط موفقيت ، حرکت آهسته و پيوسته است .
معمولاً يکي از مسائلي که در حين برنامه ريزي درسي نمود پيدا مي کند ، کم آوردن زمان است اکثر ما دقت به اندازه کافي داريم اما از آن به طور بهينه استفاده نمي کنيم ، هميشه قبل از اينکه بايد به سرعت فکر کنيم به کيفيت انجام فکر کنيم .
آدم اول بايد بتواند خوب شنا کند وبعد به فکر مسابقه باشد .
با توجه به رقابت شديد ميان داوطلبان و همچنين حجم زياد منابع مطالعاتي بهتر است هر چه زودتر کار مطالعه را شروع کنيم ، در اين راه بايد يک تقويم مطالعاتي در نظر گرفته ودر آن از زماني که مطالعه براي کنکور را شروع مي کنيم تا زمان کنکور را به بخشهاي مختلف تقسيم کرده وهر قسمت از کار را در زمان خاصي انجام دهيم . قسمتي از اين کار در تابستان انجام مي شود در اين زمان دانش آموزان هنوز درگير کلاسهاي جدي مدرسه نيستند و زمان بيشتري در دسترس دانش آموزان مي باشد وبا اين کار مي توان قسمتي از بار کاري را در زمستان وپائيز کاهش داد .
دراين تقويم مطالعاتي بايد اين واقعيت را در نظر گرفت که فرصت بسيار محدود است پس هر مقدار آن به هدر رود قسمتي از آنچه که مي توانست در دسترس باشد از بين مي رود .
حجم بالاي مطالب در کنکوز و زمان محدود ايجاب مي کند که برنامه اي منسجم و قوي داشته باشيم در اين برنامه بايد روالي معقول ، نه شتابزده و هيجان آلود داشته باشيم وبه تدريج به ساعات مطالعه اضافه کنيم .
در برنامه مطالعاتي بايد آهسته وپيوسته حرکت کرد وابتدا به بررسي مفهومي و در ک عميق مطالب پرداخت وسپس با نزديک شدن به کنکور از تشريحي خواندن کاسته و مهارت را در راه حل هاي کوتاه بالا ببريم نه اينکه با شروع مطالعه کنکور به فکر تست زني وسرعت در حل تست بيافتيم .
در اينجا يک مثال ساده براي درک بهتر موضوع ارائه مي شود :به عنوان مثال اگر بخواهيم بين دونقطه از شهر حرکت کنيم ابتدا راه معمول آن را طي مي کنيم و پس از چند بار طي اين مسير با آشنا شدن به کوچه وپس کوچه هاي مسير ، راه خود را کوتاه مي کنيم . ولي اگر از ابتدا به دنبال کوچه هايي براي کوتاه شدن مسير باشيد (بدون داشتن اطلاعات کامل از مسير حتماً در اين کوچه پس کوچه ها گم مي شويد) .
درس خواندن هم بدين گونه است ، ابتدا مطالب را تشريحي بياموزيد وبعد از تسلط به راه حل هاي تشريحي به راه حل هاي تستي بپردازيد .
در اين تقويم مطالعاتي بايد سعي کنيد دروس را در زمان مناسب آن يعني حتي الامکان تا اواخر اسفند تمام کرده و در ايام عيد که يک فرصت مناسب است به دوره کلي دروس بپردازيد اين روند مطالعه تشريحي حداکثر مي تواند تا اواسط ارديبهشت ادامه يابد . در اواسط ارديبهشت دانش آموزچه دروس را تمام کرده باشد چه تمام نکرده باشد بايد به جاي مطالعه عمقي و تشريحي دروس ،به حل زمان بندي شده سئوالات کنکور سالهاي قبل( 5 سال اخير ) بپردازد. در اين مرحله پاسخ تست ها ، خود يک دوره دروس محسوب مي شود . در اين مرحله تنها مي توان به مرور خلاصه نويسي ها پرداخت ( اين امر براي دانش آموزان پيش دانشگاهي و کنکور يکسان است .)
در اين راه بايد توجه کنيد شروع کار مشکل است و به تعويق انداختن آن آسان . اثر اين تعويق زماني مشخص مي شود که از رسيدن به موفقيت هايي که لايق آن هستيم محروم شويم .
عوامل موثر در نتيجه گيري صحيح در کنکور عبارتند از :
1 – مشخص بودن هدف
2 – آمادگي روحي رواني
3 – مشاوره آموزشي – آشنايي با روش هاي مطالعه
4 – آمادگي خانواده براي کمک به دانش آموز
5 – شرکت در کلاس هاي کنکور
6- آزمونهاي منظم
7 – اولويت مطالعه دروس
8 –تعيين رشته
9 – روش هاي تست زني
10 – شرايط روزهاي قبل از کنکور
مشخص بودن هدف :
همه ميدانيم که هيچ چيز دلپذير تر از رسيدن به هدف نيست اما انتخاب هدف بايد کاملاً متناسب با شرايط و توانايي هاي شما باشد پس بايد حتماً از توانايي هاي خود واين که با شناختي که از خودتان داريد چقدر مي توانيد تغيير کنيد هدف خود را مشخص کنيد .
بعد از مشخص شدن هدف بايد با توجه به علاقه و امکانات موجود راههاي رسيدن به آن را بررسي نمائيد . همه مي دانيم پيشرفت در راه رسيدن به هدف ملزوماتي مي خواهد که بدون در نظر داشتن آنها جريان کارها بسيار دشوار مي شود در اين مقطع ورود به دانشگاه جزو مهمترين هدفهاي ماست پس خودتان را براي رسيدن به اين هدف بايد تجهيز کنيد .
آمادگي روحي ورواني :
بايد بدانيم که کنکوريک مسابقه کلي است که موفقيت در آن منوط به داشتن همه شرايط است و فقط با دانسته هاي علمي کتب درسي نمي توان در آن موفق شود . دانش آموزان وقتي تصميم به شرکت در کنکور مي گيرد بايد شرايط و قابليت هاي زير را در خود افزايش دهد .
الف ) تمرکز بالا
ب ) قدرت انتخاب
ج) قدرت تجزيه وتحليل
د ) درک موفقيت
و ) زمان سنجي
پس مي توان گفت لزوماً کسي که فقط درس را بهتر مي خواند موفق تر نيست بلکه در اين راه بايد محيط اطراف خود مسلط شويد و با روحيه واعتماد به نفس باشيد به پيروزي خود اطمينان داشته باشيد " شما مي توانيد ، چون مي خواهيد "
بايد در طول مطالعه با نشاطv باشيد و در دقايق استراحت بين دوزمان مطالعه به موسيقي ملايم گوش کنيد .
بايدv برنامه تفريحي مشخص براي اواخر هفته داشته باشيد اين برنامه بهتر است با خانواده ودر کنار آنها باشد وقسمت کوچکي از برنامه تفريحي خود رابه دوستان هم رده خود که ترجيحاً کنکوري مي باشند اختصاص دهيد .
بايد به قدرت بي نهايت خود وهمچنينv انرزي پتانسيل نهفته در درون خود باور داشته باشيد و آن را شکوفا کنيد با اين کار به هدف خود مي رسيد فقط قدم اول را برداريد وتصميم بگيريد .
ايمان به خداv وتوکل به او در کنار فعاليت شما عامل موفقيت خواهد بود .
براي خود ذهنيت مثبتv ايجاد کنيد ، تلقين عامل مهم در موفقيت است به اين واقعيت توجه کنيد که به هرچه فکر کنيد به آن مي رسيد .
جملات زير را مدام با خود تکرار کنيدv
من ميتوانم ، من موفق مي شوم ،سخت کار کردن مرا ياري خواهد کرد ،پيشرفت من خارق العاده است ، ترس بزرگترين دشمن انسان است .
همواره سعي کنيد در زمان حال زندگي کنيد ، نه گذشتهv يا آينده .
بايد نقاط ضعف خود را بشناسيد و نسبت به رفع آن اقدام نمائيد اماv مهم تر از نقاط ضعف ، نقاط قوت شماست که بايد به آنها تکيه نماييد .
مشاوره آموزشي – آشنايي با روش هاي مطالعه :
يکي از نيازهاي اساسي دانش آموزان آشنايي با روش هاي مطالعه است که ضمن آن بتوانند راندمان مطالعه خودرا افزايش دهند و اضطراب خود را براي ادامه مسيرکاهش دهند چرا که اين عوامل روند حرکت را بهتر و سرعت را بيشتر مي کند . در اين روند نظارت و کنترل آموزشي در طول سال و تصحيح مرحله به مرحله آن از وظايف مشاور آموزشي است .
البته بايد توجه نمود مشاوره هايي که از سر دلسوزي و محبت و به منظور آگاهي دادن به دانش آموز از طرف افراد غير مطلع ارائه مي شود بسيار زيان بار است .
مشاور آموزشي مي تواند اطلاعات صحيح را در مورد کنکور ، نحوه ي سئوالات ، نحوه آزمون ، انتخاب رشته صحيح و ميزان مطالعه را به شما ارائه دهد و شما را از تفاوتهاي زياد ميان آزمون مدرسه وکنکور از قبيل حجم و دامنه مطالعات ، نوع و کامل بودن پاسخ ها ، نمره منفي ، رقابت و مقايسه با ساير داوطلبان و اتفاق نظر آزمون مدرسه وکنکور در تشريحي خواندن مطالب مطلع سازد .
آمادگي خانواده براي کمک به دانش آموز :
متاسفانه اکثر خانواده ها با دلسوزي ها و فشارهاي نابجا و يا آزاد گذاشتن بيش از حد ويا بادادن اطلاعات نادرست به دانش آموز روند حرکتي آنها ر ا مختل و باعث افزايش نگراني و کم شدن بازدهي دانش آموز مي شوند با آماده شدن دانش آموز براي کنکور اوليا نيز بايد براي اين امر آماده شده و به کمک وي بشتابند .
کلاس کنکور و مدرسه :
يکي از آفت هاي کنکور آشفتگي است براي جلوگيري از آشفتگي در برنامه مطالعاتي بهترين روش مبنا قرار دادن برنامه مدرسه است چراکه در صورت ناهماهنگي ميان چهار عامل مدرسه ، آموزشگاه ، کتاب کمک درسي و آزمونها آزمايشي ، دانش آموز دچار چنان سر درگمي مي شود که اگر فقط به مدرسه مي رفت وفعاليت ديگري نداشت نتيجه بهتري مي گرفت .
آمار نشان مي دهد که مدارس به تنهايي نمي توانند يک برنامه کنکور خوب را ساماندهي کنند چرا که تداخل برنامه هاي پيش دانشگاهي ودروس پايه معمولاً مشکل ساز خواهد شد مگر اينکه با يک برنامه منظم تعريف مشخصي از هرکدام ارائه شده وبراي هريک زمان خاص در نظر گرفته شده و تدريس طبق طرح در س انجام شود .
اين مشکلات باعث مي شود که دانش آموزان به سمت غير حضوري تمايل پيدا کنند . اکثر کساني که پيش دانشگاهي را به صورت غير حضوري مي خوانند معتقدند که مدارس برنامه فوق العاده اي ندارند وبسياري از ساعات مفيد که مي توان در خانه از آن استفاده نمود از بين مي رود زيرا در مدرسه ، دبيران فقط به حل مسائل مشخص و تمرينات خاص مي پردازند که شايد براي کنکور کافي نباشد در ضمن زمان زيادي نيز صرف رفت وآمد مي شود .
همه اين علتها منطقي است ولي نتيجه آن کاملاً نادرست است . يک مدرسه معمولي برخوردار از امکاناتي است که همه موارد را به عنوان پيش فرض بي اعتبار مي کند .مهمترين حسن مدرسه اين است که هر مدرسه برنامه اي دارد دراين برنامه ممکن است مواردي غير ضروري به نظر آيد اما بسياري از اين وقتهاي به اصطلاح هدر رفته چندان هم غير مفيد نيستند .
دبير مدرسه در يک چارچوب مشخص موظف است طبق طرح درسي وبرنامه کار کند همچنين از يک دبير متوسط وحتي ضعيف مي توان چيزهايي آموخت که دبيران خوب وقوي به شما ارائه نمي دهند فضاي مدرسه وقرار گرفتن در حال و هواي آن باعث حرکت بهتر وهدفمند تر شما مي شود حضور دانش آموز در مدرسه باعث قرار گرفتن وي در جريان درس خواندن ورقابت مي شود .
آزمونهاي منظم :
آزمونهاي منظم باعث روشن شدن وضعيت دانش آموز شده وباعث آمادگي بيشتر وي مي شود البته آزمون بايد کاملاً موضوعي نباشد وهر آزمون شامل مطالب جديد و مرور مطالب گذشته باشد .
اگر تعداد شرکت کننده در آزمون زياد باشد مي تواند يک مقياس مناسب براي سنجش دانش آموز در مقايسه با ساير دانش آموزان باشد زيرا مي دانيم نمره کنکور يک نمره مطلق نيست بلکه بستگي به ساير شرکت کننده گان نيز دارد در صورتي که در مدرسه نمره هر شخص مستقل است وبستگي به سايرين ندارد مثلاً نمره 18 نمره ي خوبي است بدون اينکه بخواهيم بدانيم بقيه دانش آموزان چه نمره اي کسب نموده اند .





